*خداحافظ کریمی ، خداحافظ مهدوی کیا*
امشب برای تمام پرسپولیسی ها اشک ماند و حسرت. می دانم گریه هایمان بند نمی آید. افسوس که چه تلخ و بی عدالت و بی انصاف اسطوره هایمان را به خاطرات ماندگارمان سپردیم...
پرسپولیس می ماند و آینده ای مبهم، معلوم نیست این شیر خفته را چگونه زمین زده اند، این همه امید و انتظار به باد رفت و سخت ترین لحظه ها، لحظه ی وداع دو تن از بهترین های ایران، دو بازیکن ارزنده و بی نظیر، که افتخار ملی و جواهر ورزش ایران اند، لحظه ی سخت بدرود گفتن به دو اسطوره است...
کسی چه می داند در دل ما چه می گذرد؟! غریبانه و تنها، در خانه ی خود، در تیمی که متعلق به آنهاست، مظلوم و پر معنا، ترک کردند این همه بی مهری را...
جایگاه پرسپولیس و پرسپولیسی این نیست... چه بر سر ما و وجدانمان آمده که عظیم ترین دارایی هایمان را به این سادگی از دست می دهیم؟!
امشب، تمام نشدنی ست... این بغض انگار حالا حالا ها در گلوی تک تک ما خواهد ماند. قدردانی هایِ پس از این، چیزی شبیه نوشداروی پس از مرگ سهراب است و سکانس آخر مهدی مهدوی کیا، مرد متعصب و بی نظیر پرسپولیس ، در 4 گوشه ی مستطیل سبز، و خداحافظیِ بی خبر و ناگهانی علی کریمی بزرگ، هرگز از حافظه ی غم زده ی ما پاک نخواهد شد...
رویای سرخ ما، به باد رفت و داشته هایمان را چه ساده فروخته ایم... کاش دروغ باشد، کاش همه ی این قصه ی تلخ، یک خواب باشد و زود بیدار شویم...
ما را ببخشید کاپیتان های تمام نشدنیِ پرسپولیس، مارا بابت این همه بی مهری و قدر نشناسی ببخشید...زندگی هایتان سرشار از نشاط باشد اسطوره های ماندگار...




